به گزارش قدس آنلاین، این روزها فیلم "رستاخیز ساخته" احمدرضا درویش سر و صدای بسیاری در مجامع دینی مذهبی به ویژه بیوت مراجع عظام تقلید به راه انداخته است که اصلی ترین دلیل آن نمایش چهره حضرت عباس (ع) است که اعلام شده بود با موافقت مراجع صورت گرفته در حالی که بیوت مراجع عظام تقلید این سخن را تکذیب کرده اند، کمااینکه پیش از این نیز در جریان نمایش مجموعه "مختارنامه"، از نمایش چهره حضرت عباس (ع) ممانعت به عمل آمده بود. البته گویا اشکالات این ساخته جدید درویش تنها به این مسئله ختم نمی شود؛ از این رو در گفتگویی با محمدعلی موحدی، پژوهشگر تاریخ اسلام و مدرس درس خارج امامت درباره ایرادات فقهی و تاریخی رستاخیز به گفتگو پرداخته ایم که از نظرتان می گذرد:
آیا نمایش تصویر امام معصوم (ع) یا حضرت عباس (ع) در یک فیلم، اشکال دارد و این کار بیاحترامی است؟ دلیل فقهی آن چیست؟
مفسدهای که در نمایش دادن برخی از رخدادهای کربلا وجود دارد بحث روشنی است. دفع این مفسده می تواند به عنوان حکم ثانوی مورد نظر فقها واقع شود. اگر کسی حجیت فتوای تحریم توتون و تنباکو را توسط میرزای شیرازی قبول دارد بحث برای او روشن است.
بحث مفسدهی نشان دادن وقایع کربلا از این جهت است که این وقایع در طول زمان در ذهن مردم جای گرفته و برای مردم سوز و گداز خاص خودش را دارد. وقتی اینها به تصویر کشیده شوند به ویژه شخصیتهایشان، بسیاری از این سوز و گدازهای مردم از بین می رود. چه اینکه به هر حال ما نمی توانیم آن بزرگواران و آن وقایع را به طور دقیق نقشآفرینی کنیم و به تصویر بیاوریم. چون اطلاعات ما از وقایع کربلا اگر چه اندک نیست اما برای ساختن یک فیلم قطعا باید از تخیلات و تصورات خودمان کمک بگیریم و این اضافه کردن خیال و وهم و تصور به وقایع عاشورا صحیح نیست.
شما فیلم "مصائب مسیح (ع)" را نگاه کنید. این فیلم سراسر ظلم یهودیها به مسیح را نشان می دهد. چرا باید یک کارگردان یهودی و یک تهیهکننده یهودی در قالب هالیوود بیایند فیلم مصائب مسیح (ع) را بسازند؟ فیلم "آخرین وسوسه مسیح" (ع) یک فیلم بسیار مستهجن در مورد حضرت مسیح (ع) است که علیه آن تظاهرات گسترده ای کردند. اما آن فیلم آنقدر تخریب نداشت که مصائب مسیح (ع) داشت. در مصائب مسیح (ع) بعد از چند دقیقه که از فیلم می گذرد مسیح دستگیر می شود و تا پایان فیلم دائماً کتک می خورد، گوشت بدنش کنده می شود، شکنجه می شود. واقعا این فیلم دردآور است. شما صلیب را از مسیحیت بگیرید هیچ چیز حماسی، احساسی، عاطفی دیگری ندارد. در این فیلم آمدند به صلیب کشیده شدن مسیح را به تصویر کشیدند. هر کسی قبل از آن تصور خودش را داشت از این قضیه و این تصور هیچوقت عادی نمی شد، اما شما وقتی فیلمش را می بینی یک بار، دو بار و چند بار دیگر برایت عادی می شود. واقعا با آن کار می خواستند تمام سوز و گدازهای مسیحیت را بگیرند. و آن عظمتی که شکنجه مسیح دارد و صلیب دارد گرفته شود.
چهره حضرت عباس (ع) وقتی دیده بشود ناخودآگاه جایگاه حضرت عباس (ع) در ذهنها پایین میآید. ناخودآگاه رشادت آن حضرت (ع) از بین می رود. یک چیزی اینها دارند روایت می کنند که معلوم نیست چقدر با واقعیت تطابق دارد. ما نباید کاری کنیم که آن وجه حماسی و آن وجه بسیار بلندی که در اتفاقات عاشورا است با به تصویر کشیدن آنها را یک چیزهای خیلی عادی جلوه بدهیم. خیلی از اتفاقاتی که در این فیلم ها به ناخودآگاه و به ناچار نمایش داده می شود، نمی دانیم اتفاق افتاده یا نه. پس بهتر است که مانع آنها بشویم.
مهمتر از همه اینکه آن چهره و آن تصویر از حضرت عباس (ع) در ذهنها جای می گیرد و آن چهره ممکن است بعدها نقش های دیگری بازی کند یا اصلا در میان خانوادهاش یا دوستان و رفقایش سابقا یا بعدا کارهایی بکند. به هر حال این فرد را می شناسند به عنوان یک آدم معمولی و این در نظرها از ارزش بالای حضرات اولیای خدا مثل حضرت عباس (ع) کم م یکند. همین دلیل کافی است.
گلایه های به فیلم رستاخیر تنها به نمایش چهره حضرت عباس (ع) باز نمی گردد، آیا اشکالات تاریخی و دینی نیز در آن به چشم می خورد؟
بله، در ابتدای این فیلم در جملهای گفته می شود: «معاویه برخلاف پیامبر (ص) و خلفای پیش از خود، برای خود جانشین تعیین کرد!»
این انحراف، انحرافی جدی است. این انحراف را نمی شود کنار گذاشت. یعنی همین یک نکته منهای سایر نکتهها نشان می دهد که یا اینها انقدر غیر متخصصاند که این موضوع را نمیفهمند و یا اینکه میفهمند و دچار انحراف جدی و محکمی هستند. آن هم انحرافی که واقعا درصدد خشکاندن ریشه شیعه است. چون شیعه منهای این عبارت که «پیامبر (ص)، حضرت امیرالمومنین (ع) را به عنوان جانشین خودشان اعلام کردند» معنا پیدا نمی کند. کسانی که خلاف این را می گویند واقعا دنبال خشکاندن ریشه شیعه اند. و شکی در این موضوع نیست.
روشن است که پیامبر گرامی اسلام (ص)، پیش از غدیر، در غدیر و پس از آن، بارها حضرت امیرالمومنین (ع) را به عنوان جانشین خود، مولای مردم و امام امت و وصی خویش و وارث خود معرفی و اعلان فرمودند.
ابوبکر نیز عمر را به عنوان جانشین خود برگزید. عمر نیز خلیفه پس از خود را نصب کرد؛ اما نصبی بلاتعیین بود. گفت شما شش نفر بنشینید یکی از میان خودتان را انتخاب کنید. یعنی نصب کرد یکی از آن شش نفر را! چرا که آنها نمیتوانستند هر کسی را دلشان خواست نصب کنند.
عثمان نیز در عام الرُعاف، عبدالرحمن بن عوف را به عنوان جانشین خود تعیین کرد. در نامهای نوشت بعد از من، عبدالرحمن بن عوف خلیفه است. همین نامه سبب اختلافشان با یکدیگر شد. عبدالرحمن گفت من آشکارا عثمان را خلیفه کردم، او مرا پنهانی خلیفه می کند. به هر حال عبدالرحمن از دنیا رفت و عثمان را هم ترور کردند.
حضرت امیرالمومنین (ع)ُ هم به دستور خداوند و عهدی که خدا با پیامبرش (ص) بسته بودند امام مجتبی (ع) را به عنوان جانشین خود معرفی فرمودند.
در چهار مورد اخیر، شیعه و سنی متفق القول هستند. اختلاف بر سر خلافت پیامبر (ص) است. شیعه می گوید پیامبر اکرم، علی (علیه السلام) را به جانشینی خود معرفی کردند و نظر مشهور سنیها این است که پیامبر (ص) کسی را به عنوان جانشین تعیین نکردند!
حال این فیلم دارد از اساس، بنیان شیعه را می خشکاند. این موضوع، اولین مهره دومینوی تشیع است. اینکه ضربه بخورد تا انتها همهاش ضربه خواهد خورد.
گویا یکی از مسئولین در تماس تلفنی به یکی از منتقدان گفتهاند: ما این فیلم را در قم نمایش نمی دهیم، شما هم از موضعگیری علیه این فیلم کوتاه بیایید!
کسی که چنین حرفی زده واقعا مثل اینکه متوجه نیست حرف های ما را. مگر قم، «واتیکان» است یا مگر شیعه، مسیحیت کاتولیک است؟ مگر اعتقادات شیعه فقط اختصاص به مردم قم دارد؟ دین که حدود و ثغور جغرافیایی نمی شناسد. این حرفی که می زنند نشان میدهد که آنها یک نگاه کاملا سکولار دارند به قضیه و می خواهند جامعه ایران را هم یک جامعه سکولار کنند. یعنی شیعه امامیه با مسیحیت کاتولیک هیچ فرقی ندارد؟ فقط وقتی برود کلیسا مسیحی است، وقتی میآید بیرون دیگر مسیحی نیست؟ مردم قم فقط شیعه اند مردم سایر شهرها شیعه نیستند؟ این حرف که خودش مفسده زیادی دارد! واقعا تعجب آور است. برخی گویا نمی دانند کجا زندگی می کنند!
آیا می توان این اشکالات را سهوی و ناشی از بی اطلاعی و قلت آگاهی تلقی کرد؟
نوعی از انحراف که نمی تواند از روی سهو باشد در سراسر این فیلم روشن است. برخورد با این انحراف ها در مقام نهی از منکر، واجب است. مثل عبارتی که درباره جانشینی پیامبر (ص) در ابتدای فیلم آمده است.
من هرگز نخواهم پذیرفت که نام بردن از عبدالله بن عمر در شمار اصحاب سید الشهداء (ع) در روز کربلا از روی جهل یا سهو باشد. آیا کسی که یک کلاس تاریخ اسلام خوانده این را نمی فهمد؟ عبدالله بن عمرکسی است که با حضرت امیرالمومنین (ع) هرگز بیعت نکرد و در عوض، هم با معاویه، هم با یزید و هم با پای حجاج بن یوسف خونخوار بیعت کرد. آن وقت این شخصیتی که من نمی توانم در مورد او حقش را ادا کنم، در صف یاران امام حسین (ع) می شمارند. آیا می شود پذیرفت که این ها همه سهو است؟ آیا می شود پذیرفت که شیعه ای بگوید پیامبر (ص) برای خود جانشین تعیین نکردند و از جایی حمایت نشده باشد؟ من چنین گمانی نمی برم.
این نکته را خاطرتان باشد اشکالات تاریخی در این فیلم خود به نوعی ترویج دروغگویی و خیالبافی و عدم التزام به مصادر تاریخی خواهد شد که مقابله با چنین مفاسدی نیز لازم است. و در نهایت ادامه این مسیر، بسیار خطیر است. اگر در برابر این موارد ایستادگی نشود، راه برای مفاسد بزرگتری گشوده خواهد شد. لذا ضرری بسیار بزرگ در راه است که دفع این ضرر محتمل، ضروری است.
انتهای خبر/



نظر شما